خرید بک لینک

وقتی تو کنارم هستی

تمام سنگها روی هم بند می شوند..

برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 2:59

هــوس کــرده ام کـــه تـــو بـاشـــی

مـــن بـــاشـم

و هیچـکـس نبـاشـــد

آنگـــاه داغتـــریـن آغــــوش هـــا را از تنـتــــ

و شیـریـــن تـریــن بــوســـه هـــا را از لبـــانتــــ بیـــرون بکشـــم

بــه تـلـــافـی تمـــامـ ِ روزهــایـــی کـــه میخــــواهمتــــ و نیسـتـــی


برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 2:59

آری خیال می کنم که هستــی


بـــی خیـــال که نمی شـــود زنــــدگی کرد..!!

برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 2:59

من چشم به راه یک اتفاقم

نه شاکی ام و نه غر می زنم...
فقط در سکوت خودم، منتـــــظرم...

برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 2:59

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 2:59

ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر

بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم

بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سياه تو ندارم

ای رفته ز دل، راست بگو! بهر چه امشب

با خاطره ها آمده ای باز به سويم؟

گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه

من او نيم، او مرده و من سايه اويم

من او نيم، آخر دل من سرد و سياه است

او در دل سودازده از عشق شرر داشت

او در همه جا، با همه کس، در همه احوال

سودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت

برچسب: نویسنده: هلیا رحیمی تاريخ: شنبه 11 اسفند 1397 ساعت: 2:59

صفحه بندی